Pop rock :
پاپ-راک یکی از عمده ترین شاخه های موسیقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می گویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است و تکیه آن بر موسیقی لاینقطاع است که با چیره دستی نواخته می شود. از گروههای مشهور فعال در این سبک که تعداد آنها کم هم نیست می توان به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کرد.
Soft Rock :
اگرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دههء شصت آغاز شده بود. Soft Rock موسیقی ملایمی است که بیشتر تکیه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از ویژگیهای این سبک است. Soft Rock تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل "کارپنترز" و "شیکاگو" تکیه بر موسیقی ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی کار کردند. در طول دههء هفتاد، Soft Rock بازار موسیقی را تحت تاثیر خود قرار داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم اثر خود را دچار دگرگونی کرد.
Grunge :
سبکی که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوب ترین سبك هارد راك این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت kurt cobain و بقیه اعضای Nirvana بود. سبكی كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركیب موسیقی punk و heavy metal بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیایی آن. اما در نحوه نواختن ریف ها به heavy metal شباهت بیشتری داشت. این سبك دارای دو نسل و دوره ی مشخص است: نسل اول شامل گروه های Green River، Mudhoney وSoundgarden می شود كه این موج هنوز هم ادامه دارد و ریف های آن سنگین تر و خشن تر از ریف های دوره ی دوم است. مشهور ترین گروه از موج دوم Nirvana است كه موسیقی آن ملودیك تر از سایر گروه های Grunge است و مهمترین ویژگی آن stop-start زیاد آن است. متاسفانه در كشور ما Nirvana را فقط متعلق به سبك Alternative metal می دانند و به تبع آن هر گروهی را كه در موسیقیش stop-start به كار می برد به این سبك مربوط می دانند؛ البته سبك های موسیقی هارد راك و متال آنقدر متنوع است كه به سختی میتوان مرزی مشخص بین آنها كشید.
Alternative Rock:
آلترنیتیو راک یکی از شاخه های راک است که تمام گروهای پست_پانک (post_punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثیر خود قرار داده است. alternative rock شامل سبکهای گوناگونی میشود .از ملودیهای زیبای jangle_pop گرفته تا ملودیهای آزار دهنده و یک نواخت industrial metal. باحتساب موفقیت بی سابقه "نیروانا" در سال 1991 می توان به نوعی گروهای آلترنیتیو را به دو دوره مجزا تقسیم بندی کرد:
در طی دهه 80 اکثریت گروهای alternative تحت نظارت شرکتهای توزیع و پخش مستقل فعالیت داشتند. گروهایی که تحت نظارت شرکتهای بزرگ فعالیت میکردند، توانستند شرایط ایده آل را به دست آورند. به هر صورت آنچه در مورد گروههای alternative دهه 80 میتوان گفت، آن است که به علت شرایط موجود آن دوران از مسیر اصلی خود منحرف شدند.
در میان سبکهایی که جزو این گروه دسته بندی شده اند، می توان از pop
alternative dance،jangle pop ،post_hardcore punk ،funk_metal ،punk_pop و experimental rock نام برد که تمام این ژانرها بعد از انقلابی که نیروانا در این زمینه بوجود اورد پایه گذاری شدند.ولی مشخصا زمانی راه برای آنها هموار شد که خیلی از گروههای تازه کارِ alternative با شرکتهای بزرگ قرارداد بستند. در نتیجه alternative rock در دهه نود دارای نظم بیشتر و هارمونیک تر از همتای خود شد.مخصوصا از دوره ای که ثابت شد سازهای سنگین تر دارای جذابیت تجاری بیشتری هستند، بیشتر گروههای دههء نودی با شرکتهای بزرگ فعالیت نکردند و ترجیح دادند با شرکتهای مستقل که محدودیت کمتر و آزادی بیشتر داشتند، همکاری کنند.
Hard Rock:
از نظرِ اکثریت دست اندر کاران موسیقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسیار زیادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گیتار کاملا قابل تشخیص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا می کند که معمولا وظیفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نیز دیده میشود از جمله لزوم وجود ریتم در پس زمینه موسیقی هارد راک. در صورتی که این ویژگی در موسیقی هوی متال دیده نمی شود بلکه این نوع موسیقی بر صدای خشن و وحشی گیتار و ریتمهای کوبه ای تکیه دارد.
هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خود را آغاز کرد و بعنوان یک موسیقی روان گردان باب شد و تحولی در زمینه موسیقی راک ایجاد کرد. در هارد راک کمتر از blues از بداهه نوازی استفاده شده و در عین حال به خشونت سبک هوی متال نیست. اگرچه همان سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نیز یافت میشود. در این سبک این ریتمها و ریفها هستند که بیشترین اهمیت را دارا هستند و باید به بلندترین شکل ممکن نواخته شوند.
Punk Rock
3 تعریف هست که تو فلسفهء راک به طور کلی، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):
*Iconoclasm : تمایل به نابودی آنچه مقدس شمرده می شه، و یا رایج یا سنتی است
*Nihilism : نفی كردن و بی پایه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلی - و اعتقاد به اینكه هیچ چیز به طور مطلق قابل فهم نیست
*Anarchism : تمایل به بی نظمی و ابهام؛ ضد ارزشهای نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چیزی كه از رشد و پیشرفت جلوگیری كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سیاسی
[البته اینها تعریف های خیلی خلاصه و كلی هستند]
حالا خود punk... اعضای پانك عقاید آزادیخاهانه شون رو از طریق هنرهای مختلف ابراز می كنن، كه مهمترین اونها موزیك ه. همچنین نقاشی، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از این طریق از خلاقیتشون برای به نمایش گذاشتن نارضایتیشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده می كنن.
موسیقی پانك دارای Lyric های خشمگین و تند و سریع، در مورد مدرسه/AcademY، ناخشنودی از شرایط اجتماعی، ارتباطها/relationships، و مسائل خانوادگی ست. یكی دیگه از مشخصات این سبك اینه كه بعضی از آهنگهاش به كوتاهی 2 دقیقه است. ولی حتی تو این زمان كم، آهنگهاش می تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه این آهنگها معمولا خشم و عصبانیت رو نشون می دن. هدف این موزیك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به دیدگاههای عام است!
طرز لباس پوشیدن punk ها هم بیانگر دیدگاه این سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلی در می آرن كه خارج از عرف باشه؛ به این ترتیب حسی كه نسبت به جامعه دارن، و همچنین ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس می كنن. اونها از وسایل/object های معمولی ای مثل دكمه، تیغ، سوزن، و تكه های پارچه استفاده می كنن، و به عنوان سمبل حس هایی كه می خواد بیان كنن، از اونها استفاده می كنن. پانک بودن كمك می كنه كه هر كس بتونه فردیت/شخصیت خاص خودش رو پیدا كنه، بدون اینكه از طرد شدن یا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
*برای مثال، روی كلاه sweatshirt پانكی، تكه ای پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... این معانی مختلفی می تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جین پاره پوره ای كه روی اون كلمه های مختلفی نوشته شده كه نشون دهندهء سختیها، دردها، و ظلمهاییه كه جامعه ایجاد می كند، می باشد. پارگی لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنین خشم است!
در بین دختر و پسرهای punk شلوار جین هایی كه رنگ و روشون رفته هم زیاد دیده می شه. بعضی از دخترها در پانك دامن های كوتاه یا شلوار چرم هم می پوشن؛ همچنین گاهی آرایش غلیظ، ولی خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ های عجیب غریب می كنن، و به صورت نا مرتب یا spiked یا به حالات غیر معمول در می آرن- درست خلاف اون چیزی كه تو جامعه مورد قبوله!
یه نكتهء جالب؛ چند روز پیش یه جایی خونده بودم كه كلا پول خیلی زیادی برای ‌fashion های hip-hop در آمریكا خرج می شه: اولا- دقت كنین، سبكی مثه hip-hop یه fashion لعنتی خاص داره كه می خواد مردم ازش تقلید كنن! در حالی كه سبكی مثه Punk راه رو واسهء نشون دادن فردیت/individuallity خاص هر كس باز می كنه!
دوما- مردم این همه پول خرج می كنن كه تو مد hip-hop باشن، در حالی كه سبكی مثل punk یكی از دلایل طرز لباس پوشیدنشون، منعكس كردن فقر تو جامعه است.
فقط تفاوت رو ببینین!
band هایی مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركیب كردن هنر، ایده آل های ضدارزش، و تقابل فرهنگی، با موزیك rock n roll، تاثیر شگفتی در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ی 70 داشتند.
در اواخر دهه 60 و دهه 70، رویدادهای اجتماعی، مانند جنگ ویتنام، تورم، و بیكاری، در موسیقی اون دوران خودش رو منعكس می كرد. در حالی كه موسیقی جدی تر می شد، اما ارتطباتش با مسایل روزمره زندگی كم می شد و بیشتر حالت escapism (فرار از واقعیات) می گرفت. در همین زمان بود كه گروههای پانك در انگلیس با تاثیر گرفتن از این جو، و همچنین با كمك از موسیقی بعضی از bandهای آمریكایی، رو به گسترش رفتند. از اولین و مشهورترین این گروهها، The Sex Pistols بود.
lyric های پانك بیشتر به محكوم كردن طبقه ی اشراف انگلیس و بی صداقتیشون، و همینطور به اعتراض های ناامیدانه و خشونت بار بر مسایل و مشكلات اجتماعی، می پرداخت.

در سال 1976، manager گروه The Sex Pistols، مصاحبه ای با BBC ترتیب داد، كه در آن اعضای Sex Pistols عقاید رو راست و رك، و در خیلی از مواقع- تهین آمیزشون رو به عموم ابراز كردند. در پی این مصاحبه وزیر آموزش و پرورش انگلیس و هیات مدیره ی هنر لندن، مخالفتشون رو با پانك ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانك ها جلوگیری كنند!!
و بعد از همین مصاحبه بود كه پانك ها با مخالفت بیشتر عموم مواجه شدند. اما این مخالفت نتیجه ی عكس داشت و تعداد بیشتری رو نیز به سوی خود جلب كرد.
پانك باعث می شد مردم نگاهی به برخی حقایق بیاندازند، و عموم مردم از چیزی كه می دیدن خوششون نمی اومد. (مثل اون جمله ی سینوهه كه می گه: ”ممكن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغییر كنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار می توان به وسیله ی گفته ها و نوشته های دروغ مردم را فریفت. زیرا همانطور كه مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را كه هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند.“).... در كل پیام اصلی پانك این بود كه هر كس، خودش باشه- یك individual (فرد) خاص برای خود باشه. John Lydon گفته بود ”تنها چیزی كه می خوام به مردم بدم، فردیت خاص خودشونه....
Heavy Metal:
بعد از اینکه هارد راک تو بریتانیا شکل گرفت در اواسط دهه ۷۰ به آمریکا رسوخ کرد و گروههائی این سبک رو با حال و هوای خاص و با*سلیقه آمریکائی اجرا کردن . استفاده از کورد های سنگین تر و شعرهای رویائی و یا ترسناک از خصوصیات این سبک ه که در اعتراض*به وضعیت حاکم بر جامعه است. هوی متال هم برگرفته شده از blues/rock می باشد با صداهایی خشن تر و ممتد تر ولی همان اثرِ روانگردانی موسیقی اواخردهه ۶۰ را داراست. متال اثرِ blues را از بین برد و در عوض همان ریفهای قوی گیتار را باقی گذشت.
در اواخر دهه هفتاد هوی متال بعنوان یکی ازسبکهای موفق تجاری ظاهر شد که در واقع یکی از شاخه خه های rock & roll یا به بیانی بهتر فرمی تغییر یافته از آن است. در سه دهه بعدی ، موسیقی متال بعنوان عضوی جدا نشدنی از موسیقی روز و معمول مطرح شد و همواره در جدول پرفروشترین ها حضوری فعالانه داشت. بیشترِ مخاطبان این سبک را نوجوانها بخصوص نوجوانان سفید پوست تشکیل می دهند. منتقدین نیز نظرِ مثبتی راجع به این سبک دارند و آنرا برخلاف باورِ عوام، متال را موسیقی ای بر پایه خشونت و صداهای ناهنجار نمی دانند. بلکه بر این باورند که گیتاریستهایی این سبک دارای تکنیک، سرعت و مهارت خوبی هستند. در تمام زیرشاخه های این سبک نیز دیده می شود که گیتار به عنوان سازِ اصلی ایفای نقش می کند و اصولا گیتار محور اصلی موسیقی هوی متال را تشکیل می دهد و ریف همراه با سولو نقش اساسی را بازی می کنند. به طورِ خلاصه می توان گفت که هوی متال همان راک اند رول است بدون ته مایه بلوز و فراز و نشیبهای خاص ریتمها. این خاص بودن را در تمام شاخه های موسیقی متال، از پاپ متال گرفته تا ترش متال، می توان مشاهده کرد. در آخر متذکر می شوم که در موسیقی متال تمام سازها، نه فقط گیتار، با خشونت هر چه بیشتر نواخته می شوند. گروههای معروف هوی متال دهه 70: Aerosmith -*Kiss*- *AC/DC - *Motorhead*- *Def Leppard - Iron Maiden
Thrash Metal:
ترش متال این سبك از موسیقی متال كه مملو از ریتمهای مختلف به همراه صدای مخرب Distortion گیتار الكتریكی كه با صدای غیرطبیعی خواننده تركیب شده است، قفط برای تاثیرگذاری هر چه بیشتر مضامین اشعار خاصی استفاده می شود كه تنها هدف آن در تلاش برای نمایش ترس از دنیای مدرن و پوچ امروزی، مرگ بدلیل معضلات بی ارزشی چون: اعتیاد، جنگ، اضطراب در مواجه شدن با فرهنگهای نا آشنا و مخرب، تنفر از وضعیت نامناسب موجود، پرخاش به دولتمردان و سردمداران حاكم كه با واقعیتهای زندگی انسانی و معتقدانه بیگانه اند، سیر می كند.این Style رو اصلی ترین سبک مشتق از Heavy Metal میدونن. گیتاری پرخاشگر ، سرعتی ، تکنیکی ، جوی سنگین که عموما گیتار اون چیزی نا موزون و فراتر از ملودی آهنگ مینوازه. چیزی که شاید در اوابل کار با Speed Metal یکسان به حساب میومد. اما گروههای مثل Metallica و Megadeth که جزو بهترین های این سبک*بودند چیزی فراتر از این رو به نمایش گذاشتند.

Power Metal:
*چیزی که به عقیده کارشناسان سعیش برای نشون دادن همه چیز ما بین NWOBHM تا Harcore Thrash ی که Pantera رو میشه ازش نام برد داره. در اون خشونت ذاتی Rock و Melody های زیبای Black و خشونت Vocal در Death به چشم میخوره. گروه هایی مثل Iced Earth ، Blind Guardian ، Pantera رو نمونه های خوبی برای Power میدونن.
Doom Metal:
*سبکی که سهم تکنیک رو در اون بسیار بالا میدونن. سبکی بسیارارام ، وحشت آور و با یک حس سنگین همراه میدونن. گیتاری تیره و سنگین رو برای القا این حس در این سبک استفاده کردند. گروههای خوب این سبک رو میشه Paradise Lost ، My Dying Bride و Anathema نام برد. گروههایی که به دلیل وجود این سبک حزن ، تیرگی ، استفاده از یک فضای سنگین و مهمتر از همه یک Technic خاص این سبک در کارهاشون دیده میشه.
Speed Metal:
*سبکی که شاید در اوایل دهه 80 جزو پرطرفدار ترین مشتقات Heavy به حساب میدومد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی ترین خصیصه اون به حساب میاد. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله های سریع و دقیق به گیتار داره. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica ، Slayer ، Megadeth و Anthrax ازش سود بردند.
Industrial Metal:
*سبکی مانند اسمش. سبکی که اون رو نوعی تلفیق از موسیقی Electronic و متال میدونن. کارهای عموما ریتمیک تر ، گاها با شکل Dance ، دارای گیتارهای با Distortion بالا و استفاده از صدای بلند . چه برای گیتار و چه برای Vocal . این سبک موسیقی به دلیل استفاده از ریفهای گیتار ، و استفاده از Distortion بالا توانسته در بین سبکهای متال جای بگیره. گروههای مثل Rammestein و Fear Factory رو میشه نمونه های این سبک دونست.
Progressive Metal:
*سبکی که خشونت ، صدای بالا و حس کلاسیک و بزرگ ProgRock رو در هم آمیخت. نمونه بارزش Dream Theater رو میشه نام برد. گیتار تکنیکی و سبک متفاوت آهنگ های این سبک نشان دهنده خاص بودن آن هم هست. چیزی که شاید در دید اول چندان متال به نظر نیاد.
Rap Metal:
*سبکی که از اسمش بر میاد که چه موسیقی ارایه میده. پیوند ما بین ریفهای خشن و سریع متال رو با گیتار متمایز سبک Rap پیوند زد. تا جایی که جزو پر طرفدار ترین های Alternative شد. شروع این سبک رو توسط Anthrax میدونن. با آن کار Comic خودشون با نام "I'm the Man," که در اون ریفهای سریع گیتار متال رو با Rap یکی کرد. این دسته از گروههای Alternative سبکهای دیگری از جمله Funk و Hip Hop رو هم به متال اضافه کردند. اما هیچ کدام مثل Rap Metal مورد توجه قرار نگرفتند. اما میان این گروهها هم Limpbizkit مورد توجه ترین در Rap Metal شد. این سبک جوی بسیار Heavy داره.
Goth Metal:
*سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock رو صدای بلند و خشن Heavy Metal پیوند میزنه. چیزی که حس Melodramic تاترو مسایل دینی و مذهبی و همینطور ترس اون رو میتونست به خوبی نشون بده. جوی که گروهایی مثل Judas Priest در اوایل کار از اون زیاد استفاده میکردند. شبیه سازی روح ، صداهای شدید آسمانی و از این قبیل که بعدها توسط همین گروه ها تحت عنوان Gothic نام برده شد. Gothic جوی سرد ، ترسناک و غم انگیزی داره. سبکی در اون سعی میشه صدای خواننده تاریک و تاریک تر به نظر بیاد. سبکی نزدیک به Doom .
PopMetal:
*سبکی که باز هم نامش نشان دهنده کارهاش هست. سبکی مهمترین خصیصه های Rock از جمله ریفهای گیتار رو با جو عمومی و شاداب تر POP پیوند زده. استتفاده از جنبه های متمایز و بارز پاپ مانند هم خوانی کردن از مهمترین خصیصه های این سبک است.
Alternative Metal:
*به عده خیلی ها Alternative رو شاید بشه مستقل تر از باقی Style های در نظر گرفت. چیزی که خودش از دل Heavy Metal که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال هستش بیرون آمده. چیزی که اون گیتار Heavy رو داره. اما کمی با خواست عمومی منطبق تره. با توجه به نوع موسیقی که ارایه میده از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع میشه. سبکی که در بدو ورودش در بر دارنده Garage Punk ، Funk ، Rap ، Industrial و چندی دیگر بود. گروههایی مثل Korn و Tool رو میشه بهترین ها و سردمداران AltMetal دونست. اون رو به درست یا غلط گاها NU METAL و یا AGGRO METAL هم نام میبرند. گروههای مثل KORN ، Limp Bizkit و یا Marylin Manson رو بهترین های این موج نوی متال میدونن.
Scandinavian Metal:
*سبکی که اونرو در ابتدا مختص کشورهای حوضه Scandinavi مثل نروژ و سوئد میدونستند. چیزی مرکب از Black متال در نروژ و Death متال در سوئد. موسیقی با نویز بسیار بالا، شلوغ ، بینظم و جیغ وار که با جوی Melodic که با Keyboard ایجاد میکنند غمگین جلوه میکنه. جو سرد این موسیقی رو بارها و بارها به زمستانهای سرد این منطقه نسبت دادند. این سرما به خصوص در Black به چشم میاد. موسیقی که بعد از سالهای ابتدایی اون با تکنیک خاصی در اجرای گیتارها همراه شد. از این گروه ها میشه Opeth ، Therion و Burzum رو نام برد.
Symphonic Black Metal:
*موسیقی که برای اولین بار از Black متالهای نروژ منتشر شد. جوی سرد ، حزن انگیز ، خشن و با جوی Melodic با Keyboard . گاها در کارهای بزرگ این سبک از گروههای یزرگ ارکستر برای او جو ارکستریک و یا به عبارتی Melodic استفاده کردند که Dimmu نمونه بارز اونهاست. گروههای Black از ابتدا سعی بر برداشتن محدودیت های گیتار آرام و تلفیق آن با Goth متال داشتند. خصیصه وهم آور بودن و صدای سرد Goth با این کار به Black پیوست. این موسیقی با گروهایی مثل Gathering از صدای لطیف و احساسی خوانندگان زن هم بهره جست. Dimmu Borgir نمونه بی نقص این سبک به شمار میاد.
Death Metal:
*سبکی که از دل Thrash بیرون آمده. موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه های مرگ ، درد و رنج کشیدن داره. موسیقی که اشعار حزن انگیز اون با صدای بلند و خشن ادا میشه. موسیقی که سرشار از ملودی های زیبا و قوی است. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هوادارن زیادی نباشه. اما جزو قوی ترین سبکهای موسیقی متال به حساب میاد

این سبک جوی بسیار Heavy داره.
Goth Metal:
*سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock رو صدای بلند و خشن Heavy Metal پیوند میزنه. چیزی که حس Melodramic تاترو مسایل دینی و مذهبی و همینطور ترس اون رو میتونست به خوبی نشون بده. جوی که گروهایی مثل Judas Priest در اوایل کار از اون زیاد استفاده میکردند. شبیه سازی روح ، صداهای شدید آسمانی و از این قبیل که بعدها توسط همین گروه ها تحت عنوان Gothic نام برده شد. Gothic جوی سرد ، ترسناک و غم انگیزی داره. سبکی در اون سعی میشه صدای خواننده تاریک و تاریک تر به نظر بیاد. سبکی نزدیک به Doom .
PopMetal:
*سبکی که باز هم نامش نشان دهنده کارهاش هست. سبکی مهمترین خصیصه های Rock از جمله ریفهای گیتار رو با جو عمومی و شاداب تر POP پیوند زده. استتفاده از جنبه های متمایز و بارز پاپ مانند هم خوانی کردن از مهمترین خصیصه های این سبک است.
Alternative Metal:
*به عده خیلی ها Alternative رو شاید بشه مستقل تر از باقی Style های در نظر گرفت. چیزی که خودش از دل Heavy Metal که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال هستش بیرون آمده. چیزی که اون گیتار Heavy رو داره. اما کمی با خواست عمومی منطبق تره. با توجه به نوع موسیقی که ارایه میده از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع میشه. سبکی که در بدو ورودش در بر دارنده Garage Punk ، Funk ، Rap ، Industrial و چندی دیگر بود. گروههایی مثل Korn و Tool رو میشه بهترین ها و سردمداران AltMetal دونست. اون رو به درست یا غلط گاها NU METAL و یا AGGRO METAL هم نام میبرند. گروههای مثل KORN ، Limp Bizkit و یا Marylin Manson رو بهترین های این موج نوی متال میدونن.
Scandinavian Metal:
*سبکی که اونرو در ابتدا مختص کشورهای حوضه Scandinavi مثل نروژ و سوئد میدونستند. چیزی مرکب از Black متال در نروژ و Death متال در سوئد. موسیقی با نویز بسیار بالا، شلوغ ، بینظم و جیغ وار که با جوی Melodic که با Keyboard ایجاد میکنند غمگین جلوه میکنه. جو سرد این موسیقی رو بارها و بارها به زمستانهای سرد این منطقه نسبت دادند. این سرما به خصوص در Black به چشم میاد. موسیقی که بعد از سالهای ابتدایی اون با تکنیک خاصی در اجرای گیتارها همراه شد. از این گروه ها میشه Opeth ، Therion و Burzum رو نام برد.
Symphonic Black Metal:
*موسیقی که برای اولین بار از Black متالهای نروژ منتشر شد. جوی سرد ، حزن انگیز ، خشن و با جوی Melodic با Keyboard . گاها در کارهای بزرگ این سبک از گروههای یزرگ ارکستر برای او جو ارکستریک و یا به عبارتی Melodic استفاده کردند که Dimmu نمونه بارز اونهاست. گروههای Black از ابتدا سعی بر برداشتن محدودیت های گیتار آرام و تلفیق آن با Goth متال داشتند. خصیصه وهم آور بودن و صدای سرد Goth با این کار به Black پیوست. این موسیقی با گروهایی مثل Gathering از صدای لطیف و احساسی خوانندگان زن هم بهره جست. Dimmu Borgir نمونه بی نقص این سبک به شمار میاد.
Death Metal:
*سبکی که از دل Thrash بیرون آمده. موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه های مرگ ، درد و رنج کشیدن داره. موسیقی که اشعار حزن انگیز اون با صدای بلند و خشن ادا میشه. موسیقی که سرشار از ملودی های زیبا و قوی است. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هوادارن زیادی نباشه. اما جزو قوی ترین سبکهای موسیقی متال به حساب میاد. این سبک خود رو بی شک مدیون گروه Death و از اون مهمتر CHUCK بزرگ میدونه.
Black Metal:
بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه انسانهای بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند و بلک متال را تا نهایت نواختند تا شاید خدای تاریک pagan ها باز گردد .
بازدید کنندگان و توریست ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها یاد می کنند . پایتخت این کشور هم اسلو است که در مرکز این شهر همه چیز از خانه های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه های مختلف دیده می شود .در یکی از همین خانه های مرکز این شهر و در یک اتاق شش ضلعی گروه mayhem به عنوان اولین گروه بلک متال نروژ شکل گرفت . در این اتاق فرشهای بسیار کثیف در زیر پا ، صلیب های شکسته نازی بالای سر به همراه صلیب های برعکس و شمشیر وایکینگ ها که به در و دیوار آویزان شده دیده می شود . Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقی مانده از ترکیب تشکیل دهنده گروه است هر چند که همچنان شایعاتی مبنی بر جدایی او و پیوستنش به گروه marduk به گوش می رسد و حضور او در تور این گروه به این شایعات قوت می بخشد .
پایه و اساس این موسیقی در نروژ در اوایل دهه هشتاد شکل گرفت . اعضای این گروه در همان خانه زندگی می کردند که اطرافیان از این خانه به عنوان خانه ای شیطانی یاد می کنند .
Hell hammer می گوید : " وقتی برای خرید به مغازه ای می رفتیم پیر زن ها به محض دیدن ما فرار می کردند و به نوه ها و بچه هایشان می گفتند اینجا محل زندگی شیطان است "
البته گروه mayhem تلاش خاصی برای رفع این خرافه پرستی ها نکرد .
گروه مشغول تمرین و کار بود که dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشی کرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها کردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود .
Hell hammer می گوید: " این کار dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه هم از قلعه های عجیب نروژ صحبت می کرد . "
Hell hammer و euronymous گیتاریست گروه اولین کسانی بودند که جنازه dead را دیدند و اورانیموس می گوید ما وقتی جنازه او را دیدیم که مغز او روی زمین ریخته بود و خون به دیوار ها ریخته بود .
Hell hammer می گوید: " اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد "
Hell hammer اولین کسی بود که لباس این چنینی بلک متال را مد کرد . چکمه های بلند ، لباس جین ، ژاکت های چرمی سیاه به همراه پنتاگرامی که به گردنبندی که از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولین تیپ بلک متال بود .
بلک متال همیشه موسیقی ترسناکی بوده و حتی گروههای انگلیسی مثل venom خود را به عنوان یک گروه شیطانی مطرح کرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند . اما وقتی که بلک متال به نروژ رفت تغییراتی اساسی در آن شکل گرفت و جنگی عظیمی که بر علیه مسیحیت با این موسیقی شکل گرفته و پیوند خورده نماد پیدا کرد. از گروههای دیگری که بعد از mayhem به این نهضت پیوستند می توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زیرزمینی تشکیل شده و رشد کردند . در همین زمان euronymous شرکت DSP را شکل داد . او به نوعی رهبر این نهضت محسوب می شد .
Hell hammer در مورد او می گوید: " او احساسات نداشت . ترحم نداشت و همیشه هم می گفت که این نوع زندگی برایش لذت بخش است . "
اورانیموس با تشکیل این شرکت به واقع بزرگترین خدمت را در حق این موسیقی کرد. این شرکت در زیر زمین همان خانه محل تمرین گروه تشکیل شد . این زیر زمین مثل سیاه چال های قدیم تاریک و نمناک بود و با شمع روشن می شد . افراد بسیاری پس از آمدن به این مکان و خروج از آن کفن به تن می کردند و در اوج نشئگی حاصل از هروئین و LSD به خودزنی با چاقو و شیشه شکسته می پرداختند و با اسپری بر روی دیوار عبارت 666 را می نوشتند . Hell hammer مردمی که با تفنگ به خود یا دیوار شلیک می کردند و حتی کسی که با پتک به مغز خود کوبید را به یاد می آورد یا حتی اورانیموس که یک روز آنقدر خود را با زنجیر زد تا بی هوش شد .
در حدود سال 1990 بود که بلک متال در حال پیشرفت بود و در این زمان گروه سازش ناپذیر marduk پایه ریزی شد و با اولین آلبوم خود یعنی **** me jesus دری جدید را بر روی بلک متال و مبارزه با مسیحیت باز کرد . Samoth گیتاریست بزرگی که از اعضای تشکیل دهنده emperor است و سابقه همکاری با burzum ، satyricon و ... را دارد می گوید : " ما همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح اعلام خواهیم کرد .و خواهید دید که چگونه ادیان وایکینگ ها باز خواهد گشت "
نقطه اشتراکی که در بین گروههای آن موقع بلک متال دیده می شد این بود که همه آنها نفرتی خاص نسبت به مسیحیت داشتند . در این زمان آتش زدن کلیسا ها به وسیله کسانی که خود را سربازان اودین می نامیدند مد شد . از پیشگامان این کار می توان به varg vikerness یا همان count grishnackh اشاره کرد. از کلیسا های معروفی که ورگ آتش زد fantoft را نام می برم که از آثار باستانی نروژ است . از دیگر کلیساهای معروف kolmen kolen است که samoth آتش زد که این کلیسا کلیسای خانوادگی پادشاه هارالد پنجم بوده .Samoth در ابتدا با کمک ورگ کلیسای fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کلیسای kolmen کلیسای skjold را هم به آتش کشید .او می گوید : " در کوچکی در زیر محراب کلیسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئیل روی آن ریختم و کبریت زدم و فرار کردم "
ورگ هم از اعضای اصلی این جنبش بود که اغلب لباسهای وایکینگ ها را می پوشید و در ایدئولوژی اش بسیار حساس و سخت گیر در عین حال احساساتی بود ( این نکته در آهنگهای بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و همیشه حتی در تند ترین آهنگهای او نغمه ای غمناک شنیده می شود ). ورگ از معتقدان شدید به مبارزه با مسیحیان از طریق آتش زدن کلیسا بود . او با بنزین کلیسای fantoft را آتش زد و بلافاصله به میان آتش رفت و روی دیوار کلیسا ادرار کرد . بعد از این جریان اورانیموس ادعا کرد که ورگ این کار را برای مشهور شدن کرده و تقریبا دو ماه بعد از این جریان بود که ورگ اورانیموس را کشت و به قصد توهین به دادگاه موهایش را بافت و دائما در دادگاه می خندید .
نظر مشترک اعضای بلک متال این است که مسیحیت در سال 995 بعد از میلاد توسط olaf tryggvason به نروژ آمد که آنها با آمدنشان طلا و نقره مردم را به غارت بردند و برای اجرای قدرتشان دین جدید را به مردم نروژ خوراندند و قلعه های pagan ها را آتش زدند و مردم را سر دو راهی مسیح یا مرگ قرار دادند . اصلاحات مارتین لوترکینگ در سال 1537 مانند قبل آنچنان خونین نبود ولی به همان اندازه بی قانون و چرت بود . لوترکینگ زبان آلمانی را با نروژی مخلوط کرد . با اصلاحات لوترکینگ تجاوز و دزدی در نروژ افزایش پیدا کرد و مبلغان تبلیغ می کردند که با مسیحی شدن به خدا نزدیک می شوند .
Trond viggo torgersson عضو هیئت کودکان نروژ می گوید : " شیطان پرستها خواهان پایان دادن به این دوروئی معنوی مردم هستند . در این زمان نروژ بسیار ضعیف است و هر روز زندگی سخت تر می شود و حتی مردم به جای کلیسا خواهان شعبه مک دونالد در محله شان هستند . "
Torgersson امیدوار است که این آتش باعث بیدار شدن افکار خفته مردم شود . وقتی از اسقف andriass artfloat در این زمینه سوال می شود با عصبانیت می گوید : " این مسایل واقعا نمی تواند دین ما را خدشه دار کند و این قدر ضعیف هستند که ما حتی به مبارزه با آنان فکر نمی کنیم "
پروفسور tormod engelsviken می گوید : " الان در زمانی شبیه قرون وسطی هستیم و این بار پاگان ها در مقابل مسیحیان قرار گرفته اند که هر دو طرف در عقایدشان بسیار دقیق هستند. " او اعتقاد دارد نروژیان دینی روحانی و واقعی می خواهند و می گوید : " این حرکت و جنبش پاگان ها نوعی خون خواهی و انتقام از خشونت مسیحیان است . شما باید به یاد بیاورید وایکینگ ها در زمان آمدن مسیحیت ساکت بودند و به مرور زمان از بین رفتند ولی الان نوبت نئو وایکینگ هاست "
Nebelhexa خانمی که از اساتید دانشگاه در نروژ بود عضوی دیگر از این جنبش است که بسیار زود جادوی سیاه را یاد گرفت و به یکی از اعضای معتبر کلیسای شیطان تبدیل شد

. او موهایی قرمز داشت و سرانجام کلیسای شیطان را ترک کرد و با samoth به همراه گروه emperor در تور اروپا به همراه cradle of filth شرکت داشت آشنا شد و با او ازدواج کرد . در نیمه شب سال نو همان سال samoth و nebelhexa از کوهی برفی در نزدیکی خانه شان بالا رفتند و در جایی در میان درختان samoth به رسم شیطان پرستها سینه های nebelhexa را برید و خون آن را روی برف ریخت و با هم همقسم شدند که تا عوض شدن دین نروژ از مبارزه دست نکشند . Nebelhexa و samoth به همراه varg برای آتش زدن کلیسایی رفتند و پس از آتش زدن آن samoth در میان آتش گیر کرد و varg او را نجات داد . nebelhexa در مورد ورگ می گوید : " او انسانی استثنائیست و در همه چیز استعداد دارد و برای رسیدن به هدف همه کاری می کند او همیشه به samoth می گفت که باید تمام کلیسا ها را آتش زد . "
Faust درامر سابق و از اعضای تشکیل دهنده emperor از دیگر اشخاص معروف این جنبش است که به جرم کشتن یک کشیش و آتش زدن کلیسا به 14 سال حبس محکوم شد . در آگوست 1992 وقتی faust از پارک المپیک بازدید می کرد کشیشی را دید و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به میان جنگل رفتند و در این جنگل faust گردن کشیش را با چاقو برید و جنازه او را رها کرد و فرار کرد . دو روز بعد از این جریان faust به همراه varg و euronymous برای آتش زدن کلیسایی به نزدیکی همان پارک رفتند و faust داخل رفت و بمب دستی که ساخته بود در محراب کار گذاشت و انجیل و کتاب دعای مذهبی را هم روی آن گذاشت و کمی گازوئیل در نزدیکی آن ریخت و و همه با هم به سوی کوه فرار کردند تا شاهد انفجار کلیسا باشند . بعد از این واقعه بود که faust دستگیر و به 14 سال حبس محکوم شد .
Ihsahn تنها عضو از پایه گذاران emperor است که هنوز به زندان نرفته . او هم بدعتی جدید در بلک متال گذاشت . او که لباسش شلوار پارچه ای مشکی و تی شرت بود خود را یک vampire معرفی می کرد . Ihsahn هم در آتش زدن کلیسا به همراه samoth شرکت داشته . او خود را بی خانمانی بیابانگرد معرفی می کند که از عشق و محبت متنفر است . Runhold دوست دختر ihsahn است که استاد زیست شناسی یکی از دانشگاههای نروژ است و فان کلاب ihsahn را تاسیس کرد . Ihsahn هم vampire را سمبل قدرت شیطان پرستها می داند . و همیشه می گوید بین vampire ها و Viking ها شباهتهای زیادی است . مثل اینکه هر دو آنها نیاز خود را باخشونت زیاد رفع می کردند !
Runhold در مورد ihsahn می گوید : " او بسیار خشن است و در خواندن هم صدایش مثل غرش حیوانات وحشی است "
Ihsahn در مورد خود می گوید : " شما نمی توانید احساسات من را درک کنید . شما مثل بینندگانی هستید که فیلمی ترسناک می بینید ولی من در داخل فیلم هستم "
از دیگر گروههای تاثیر گذار بر این جنبش : satyricon ، immortal ، gogoroth ، lord belial ، bathory ، dark throne .
در حدود سالهای 94 و 95 گروههایی مثل cradle of filth ، dimmu borgir ، dark funeral و... به دنیای بلک متال وارد شدند و با آمدن خود بلک متال را از مسیر اصلی خود خارج کردند و به سوی تجاری شدن ، شهرت و پول بردند .
Immortal پس از حدود 10 سال فعالیت قدرتمند سرانجام در همین اواخر منحل شد . burzum هم به موسیقی بدون کلام روی آورد . dark throne و satyricon هم به موسیقی industrial گرایش پیدا کردند و بسیاری دیگر از گروهها مثل gorgoroth ، lord belial و ... هم متاسفانه در حدی مشهور نشدند که بتوان از آنها به عنوان گروهی تاثیر گذاز نام برد .
از معدود گروههای ماندگار در این جنبش mayhem است . که من شخصا آلبوم های اخیر این گروه را دوست ندارم و به نظر من آلبوم های قدیمی گروه مثل de mistiis dom sathans و pure ****ing armaggedon چیز دیگریست که حتی خود میهم هم نتوانسته دیگر تکرارش کند .
به نظر من تنها گروه باقی مانده از این جنبش marduk است که همچنان پر قدرت به کار خود ادامه می دهد ولی متاسفانه این گروه هم با مشکلات خود از قبیل ممنوع التصویر بودن در برحه ای زمان ، ممنوع الفروش بودن آلبوم ها و ... دست و پنجه نرم می کند .
امثال گروههای dimmu borgir و cradle of filth با اینکه خدمت بزرگی به بلک متال کردند و سبکی جدید در بلک متال بنیان گذاشتند ولی باعث نابود شدن اصل و مایه این موسیقی یعنی مبارزه با مسیحیت شدند . امثال این گروهها بلک متال را به سوی شهرت و تجاری شدن بردند همچنان که dani promo خواننده گروه cradle of filth که همگان اورا به صدای استثنایی و منحصر به فردش می شناسند در مصاحبه ای اعتراف کرد که همه اینها به خاطر پول است و همین حرف او باعث جدا شدن کی بردر گروه و از دست دادن بسیاری از هوادارانش شد .

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 فروردین 1389    | توسط: ahangsaz20    |    | نظرات()